قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
359
تاريخ نگارستان ( فارسى )
و چون اين موجز گنجايش اين مقامات كه الحق خارق عاداتست نداشت متصدى ايراد آنولادات نگشته نظر بر اختصار و اختتام گماشت بيت : گر آن جمله را كاتب انشا كند * مگر دفترى از نو املا كند و اين سفينه كه فى الحقيقة حبابيست بر سر آب و نموداريست از سراب همچون مخترعات بىخردان بىته او چون تصورات كودكان كوته . آلتى است لعب طفلان را لايق و ريشخند خاطر غافلان را موافق در تاريخى سمت اختتام و صورت انجام پذيرفت كه از اين سه بيت اطلاع بحصول مىپيوندد . تاريخ : در اين روضه كه از فرط نوادر * شود هردم نگارى تازه لامع پى تاريخ و نامش فكر كردم * خرد گفتا كه هست اين نكته جامع چو در واقع نگارستان چين است * از آن آمد نگارستان واقع قد تم الكتاب بعون الملك الوهاب